ناظم الاسلام كرمانى

309

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

بغضب رفت كه اين آخوند جوان با من سئوال و جواب مىكند آها بچها سزاى اين آخوند را بدهيد بيچاره مدبّر الممالك كه در آنوقت مدير الشريعه بود بتقصير آنكه زبان‌آورى كرد نزد حاكم شلاق مفصلى نوش‌جان كرد ليكن بعدها ملتفت شد كه تقصير از زبانش نبود بلكه از عمامهء او بود چه سنك علاء الدوله زدن بكالسكهء صدر اعظم در آنوقت جز از اهل عمايم ديگر در قوهء احدى نبود ( به اين جهت مدير الشريعهء معمم مدبّر الممالك مكلّا شد و امروز صاحب يك روزنامهء بزرگى است و در اين انقلاب مشروطيت صدمات و لطمات بسيار به او وارد آمد و در زمان محمد عليشاه بطور مخفى مسافرت بخارجه كرد و اگر گرفتار شده بود حتما مثل ملك المتكلمين مقتول ميشد خدماتش بمشروطيت بعد از اين خواهد آمد ) ليكن علاء الدوله از جهت تديّن و ناموس و عفت‌خواهى و نگرفتن رشوه از اقران و امثالش بهتر است هرجا كه حكومت كرد آنجا را به خوبى منظم داشت اگر سفاك بود رشوه‌خور نبود اگر ظلم ميكرد ملاحظه از فقراء مينمود از فاسق و فاجر و قمّار متنفر بود در حكومتش اول كارى كه ميكرد فاحشه‌خانه‌ها را مىبست از مشروطيت همراهى كرد اگر چشم از اعمال حكومت طهرانش بپوشيم او را از مؤسسين مشروطه ميدانيم زحماتش را در مشروطيت در تاريخ نوشتيم و انشاء اللّه خواهد آمد بهرجهت علاء الدوله بمراتب شتّى از نير الدوله بهتر بود مردم بلكه آقايان از حكومت علاء الدوله بهتر راضى بودند تا حكومت نير الدوله در واقع عين الدوله انتقامى كشيد از آقايان كه حكومت را از علاء الدوله گرفت و بشاهزادهء نير الدوله داد از رباعى كه در زمان حكومتش